تبلیغات
وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان - شناختی از وضعیت اجتماعی و فرهنگی طایفه نویرعالی دلفان و ترهان

اسلایدر

شناختی از وضعیت اجتماعی و فرهنگی طایفه نویرعالی دلفان و ترهان
ارسال شده توسط gandomban . | ( نظرات )
طایفه نویرعالی یکی از معدود طوایف مهم و عشیره ای ایل بزرگ دلفان به شمار می رود، که از گذشته و تا ازمنه نزدیک در مسیر کوچ–ییلاق یا ایلاخ گرمسیر – دلفان تا ترهان روزگار گذرانده و از این رهگذر صفحاتی از تاریخ این کهن زیست را به خود اختصاص داده است.این طایفه کوچرو، در زمستان در کوهدشت و ترهان و سیمره بوده اند و در تابستان به نویرآباد و تا حوالی الوند می رفتند در زمستان به مناطق گرمسیری می آمدند و در پناه کوهها و در میان سنگها که به آن (زمگه= زمستانگاه) می گفتند زندگی می کردند و در تابستان به مناطق خوش آب و هوای نویرآباد کوچ می کردند. راهی را که از ترهان به طرف نویرآباد می رفتند به نویرعالی راه معروف بود و هنوز آثار آن باقی است. شواهد نشان می دهد که برخی از شخصیتهای سرشناس این طایفه در چگونگی وضعیت اجتمایی ترهان و دلفان نیز تاثیر گذار بوده اند. 

شی از تحقیق حاضر حاصل زحمت و تلاش دو تن از دانشجویان گرامی امیرمنصوری،یعنی آقای حاجی عباس همت پور و خانم مستانه علیمرادی نویرعالی است که به عنوان پژوهشی در – رفتارشناسی فرهنگی ایرانیان – در دانشگاه علمی کاربردی کوهدشت ارائه شده است، و با اصلاحاتی در نگارش و وقایع به سمع نظر خوانندگان محترم می رسد.
بنابر روایت بزرگان و راویان منطقه؛ نویرعالی و میروه‌گ (میروه‌گ یا میربگ نیز یکی از طوایف بزرگ ایل دلفان به شمار می رود و به عبارتی دیگر نویرعالی جزئی از طایفه میروه‌گ می باشد که در گذر زمان از هم جدا شده اند) دو برادر بودند که نامهای محلی آنها نویره و میره بوده است نویره یا همان نویرعالی مردی شرور و بدنبال اسب و تفنگ و کوه بوده ولی میره یا همان میروه‌گ مردی متفکر و دارای سیاست بوده است. بنابر روایت بزرگان طایفه، از لحاظ آمار پراکندگی جمعیت، میروه‌گ را به هیکل گاوی تشبیه کرده اند و نویرعالی سفیدی روی پیشانی گاو است.
وقتی که این دو برادر از هم جدا می شوند نویرعالی اراضی متصل به کوه را می برد و میروه‌گ اراضی دشت را تصرف می کند. بعدها بین این دو برادر اختلافاتی شروع می شود و تا نسل های بعد از آنها ادامه داشته است.
روایت شده است که نویرعالی دارای فرزندانی بوده است که بعد از مرگش جانشین او بوده اند. از لحاظ زاد و ولد نویرعالی اندک بوده اند ولی میروه‌گ از این لحاظ تعداد آنها بیشتر بوده است.
طایفه دیگریکه در همجواری طایفه نویرعالی روزگار می گذرانده به طایفه بیژنن یا بیژن وند معروف است. این طایفه نیز در گذشته در مسیر کوچ ترهان و دلفان روزگار گذرانده اند، و هم اکنون اهم آنان در منطقه شیروان چرداول و مشرف به سرزمین سرترهان اسکان گزیده اند.از این میان مردی شرور و زورگو در طایفه بیژنن زندگی می کرد که پلنگی بیژنن نام داشته است. که این مرد هرکجا که می رفت باج می گرفت و خودش را شریک مردم می دانست و نصف اموال آنها را برای خودش می برد. مردم آن منطقه از دست پلنگی در آسایش نبودند تا اینکه یک روز یکی از فرزندان نویرعالی در نویرآباد فعلی که قدیم به آن نیز نویرانی آباد یا (دِماویزهDoemaweeza) نیز می گفتند، در گردنه ای که به طرف بابا برزک Baba berzekمی رود پلنگی را می بیند و به او می گوید که امروز، روز مرگت است پس آماده مبارزه شو با گرز و سپر به جان هم می افتند و سرانجام پسر نویرعالی پلنگی را از پای در می آورد مردم که می بینند پلنگی کشته شده است هر کدام بطرفش سنگی پرت می کنند و انبوهی از سنگ بر روی جنازه درست می شود که به آن در اصطلاح محلی و لکی (چول پلنگی کوشیا) می گویند.
طایفه پلنگی بر آن هستند که انتقام پلنگی را بگیرند ولی هر بار موفق نمی شوند. تا اینکه پس از گذشت زمانی نویرعالی از دنیا می رود و فرزندانش در مرگ پدر، سوگواری می کنند و اسبی را سیاه پوش می کنند که به آن کوُتل می گفتند و هفت دسته ساز و دهُل چمری در مرگ نویرعالی می نوازند. طایفه بیژنن از فرصت استفاده می کنند و می بینند که فرزندان در مراسم سوگواری پدر هستند به گله های گوسفند آنها حمله می کنند و آنها را می برند یکی از چوپانان فرار می کند و با داد و فریاد همه را خبردار می کند. فرزند بزرگ نویرعالی سوار بر همان اسبی که آن را سیاه پوش کرده اند می شود و به تعقیب می رود و پس از درگیری با افراد مسلح طایفه بیژنن گله ها را پس می گیرد و باز می گردد و به مردم و برادرانش می گوید اکنون وقت شادی است پس سازهای چمری را به ساز عروسی تبدیل کنید و طبل شادی بزنید. به همین خاطر و از این پس بوده است که به نویرعالی، هُنی Hoeni می گویند.
مذهب این طایفه دین اسلام و پیرو آیین اهل حق می باشند. در گذشته تا ازمنه نزدیک هدایت و خط مشی رهبری امور کل طایفه (= قیتول و رعیت) را بزرگان نویرعالی یعنی خاندان آقا محمد بر عهده داشتند.این طایفه از لحاظ پراکندگی جغرافیایی شامل؛
تیره های: آقا محمد، همه وند، کاو کاو، بختیار، پشم، مرخورزار، حسن گاری، باله، آله، ده پهلدون، سهل علی، هوز بهمن، مرای، شای جون، خلیفه و هوز آبش(مشعشعی) می باشند. و در تمام استان، حتی اگر یک خانه باشد پراکنده شده اند ولی می توان گفت که بیشتر در این مناطق ساکن هستند؛
منطقه نورآباد- هاشم آباد یا (گچینه)- دُم قلمه- سبزه خانی- اشرف آباد – یک رزگی بهمن- سراب هوسیون- چیا حسین- حاجی آباد.در منطقه ترهان نیز در روستاهای سولاوه- خسروآباد- چاه سرده خیارون- میشنان- عالین آوا- داود رشید- شیخ احمد- کمره- هفت چشمه- تنگ قلعه- زنگنه- و در کوهدشت کنونی یا قیتول سابق ساکن هستند. از این میان می توان به شجره بزرگان نویرعالی یعنی هوز آقامحمد، بنا به گفته های شیوای شیرمحمدخان از نوادگان امام قلی خان، اشاره کرد که از لحاظ مردم شناسی در خور نگرش است:
بخی ← آقامحمد ← شامل؛ یوسف خان، رشیدخان، چراغ خان، سبزعلی خان، متی خان، فتح اله خان. و از این میان یوسف خان یکم فرزند آقامحمد داماد خاندان غضنفری دارای دو پسر به نامهای رضاقلی (از طرف دولت قاجار به درجه سرتیپی می رسد) و امام قلی بوده است.
یادها رفتند و ما هم می رویم از یادها
کی بماند پر کاهی در میان بادها
از بزرگان این طایفه که به پاکی و پاکدامنی معروف بوده است به یوسف خان امیر بهادُر سرتیپ نیا فرزند رضاقلی می توان اشاره کرد، که در زمان خود رهبری طایفه و ایل را بر عهده داشته است. همچنین از فرزندان امام قلی نیز می توان به امام قلی معروف به عزیزی اشاره کرد که نه تنها درمیان طایفه نقش آفرین بوده بلکه در حیطه تنبور نوازی از هنرمندان بزرگ کشور به شمار آمده است. و از دیگر کسانی که در این طایفه صاحب نام بوده است و هنوز از او یاد می کنند می توان به کرمی یاغی معروف اشاره کرد.

آداب و رسوم طایفه
مردان این طایفه لباسی سرتاپا، یعنی تا زانو می پوشیدند که به آن (ستره) می گفتند که لباسی بود رنگارنگ و اکثریت مردان این طایفه دارای سبیل بودند که در قدیم به آن نیز (شارب) می گفتند. زنان این طایفه نیز بر سر خود لچک یا همان گولونی می گفتند و جلیغه ای می پوشیدند که با پولهای آن زمان تزئین شده بود و زیور آلاتی هم چون پابند- مِل بند- دست بند خود را با آن آراسته می کردند. اما علت داشتن سبیل را این می دانستند که شاه مردان حضرت علی را دارای سبیل می دانستند و خود را پیرو آیین علی یعنی اهل حق می دانستند. آیین اهل حق سبیل را نشانۀ مردانگی می دانستند و حاضر بودند سر بر تنشان نباشد ولی یک مو از سبیل آنها بی جهت کم نشود.
مردان این طایفه شب ها را به قصه گویی یا همان (پارچا) گویی می نشستند و حتی بعضی مواقع یک پارچا تا دو تا سه شب ادامه داشت.عده ای نیز به شاهنامه گویی می پرداختند و عده ای نیز کلام می گفتند؛
کلام همان (نوختهایی) بود که بزرگان معتقد بودند که مردی بنام خان الماس (از بزرگان آیین اهل حق) که چندین سال پیش زنده بوده است پیش بینی کرده، که باید اتفاق بیفتد. وقتی که (نُوخت ها) را می سرودند عده ای هو یا علی سر می دادند و یا علی، یا علی می گفتند و از این جملات که جانم علی- سرَم فدای علی.
پیروان آیین اهل حق و مردان این طایفه نذر می کردند. نذرشان گوسفند- یا بز- یا گاو بود. بدین صورت که وقتی سر گوسفند را می بریدند زیر چانه گوسفند گودالی می کندند و خون و بقول خودشان اجزاییکه نباید پخته شود را در آن می ریختند و تمام گوشت گوسفند را در یک دیگ بزرگ می ریختند و وقتی که خوب پخته می شد یک نفر که سید بود آن هم گوشت را از استخوان جدا می کرد و هنگام جُدا کردن دُعا می کردند و وقتی که آماده خوردن می شد هفت قسمت یا سهم می گذاشتند و یک نفر جلو سید می ایستاد که یک کلاه بر سر و یک پارچه سبز بر کمر می بست تا به سید کمک کند تمام گوشت را در یک ظرف بزرگ بنام سطل می ریختند و یک درب یا همان (تک) روی آن می گذاشتند فقط یک گوشه را باز می گذاشت و با دست برای هر یک از اعضاء خانواده سهم می گذاشت اما چرا کاملاً روی سطل را باز نمی گذاشت می گفتند تا برکت داشته باشد.
یکی دیگر از آئینی که در میان این طایفه رواج داشت اعتقاد به حسابگری یا همان حساب (شَله) بود که در میان طایفه عده ای از این امر برخوردار بودند. از دیگر آئین و سنت های قدیمی این طایفه می توان به جشن یاران اشاره کرد که هفت شبانه روز بود که در اول چله زمستان برگزار می شد و می گفتند عیدکه یاران، یا وه‌ره یا وارون. به اعتقاد آنها حتماً در این هفت شب باران یا برف می بارد. اما این هفت شب اسامی خاص خود را داشتند که عبارت است از:
شب اول: شب نیت یا شب مردگان است.
شب دوم: شیر قوطی است که غذا باید با برنج و گوشت و روغن حیوانی باشد.
شب سوم: شب پادشاه، که غذا باید برنج همراه با گوشت خروس یا همان (کلشیر) باشد.
شب چهارم: کامریجان، که باید برنج خالی و یک رنگ باشد.
شب پنجم: پیر موسی است که برنج یا هرچه باشد.
شب ششم: قلم زرین است برنج با هر چه درست کنید.
شب هفتم: که‌مچه لیس است که غذا باید گردهgerda یا همان کولیره باشد. با این وصف هفت شبانه جشن یاران به پایان می رسد.
یکی دیگر از آئین و روسم این طایفه مراسمات عزاداری و سوگ است، وقتی که کسی از آنها فوت می کرد زنان مویه کنان مور می آوردند و در وصف متوفی با توجه به موقعیت اجتمایی که داشته، اگر مرد بود او را با اسب و تفنگ و جوانمردی و دلاوری می سرودند. و برایش گیس یا (همان گیسوان) می بریدند و دور دست حلقه می کردند و صورت خود را می خراشیدند. و اگر زن بود او را به پاکدامنی و مهمانداری می ستودند. زنان و مردان این طایفه سیاه می پوشیدند و حتی تکه ای دوار یا همان سیاه چادر به گردن می آویختند.هفت دسته ساز و دهُل می آوردند و چمری بنوازند. چمری یا آهنگ عزا و غم یک وعده هنگام سحر بود که به آن سحری می گفتند و یک وعده هنگام غروب آفتاب.و به این ترتیب تا یک سال خنده و شادی از زندگی آنان رخت بر می بست.
از دیگر مراسمات طایفه نویرعالی برپایی آیین چل سرو یا چهل سرود است که بیشتر هنگام مسافرت یا کار خیر از آن استفاده می کردند، و در میان ادبیات فولکلور لکی اشعار مختص به خود و حکم فال را داشته است. بدین گونه که عده ای دور هم جمع می شدند و هر کدام نیمه نخست مصراع اول بیت را تلفظ می کردند و تا آخرین مصرع که بیت چهلم بودو ختم فال و نتیجه کار را بیان می کردند و باید که بدین گونه دیکلمه و معنی می شد؛


خُدا لِم شُکریِ رسیم وه مطلو               دلم ساکت بی ژَ پژاره شو
شُو مونگی خاصه و شرَط خوُشت بو             سُوزه بالا برز و لا کشِت بو
کُور گن گن بای بوینه هُوماری                     وه لا دوس مچمِ و سَرِ سواری
تُوشتیر مقالن هامه لاتَو               هخُدا بِستمَ و جا پاتَ وه
هر کل کلت بی باو تا کِلت کَم                   و باوان مَچی دَس وه مِلت کَم

 



می توانید نظرات خود رااینجا بنویسید*-*-*-*وارد کردن ایمیل الزامی نمیباشد.
How do you get a growth spurt? 1396/05/16 04:37
Wow! This blog looks just like my old one!
It's on a totally different topic but it has pretty much
the same layout and design. Great choice of colors!
How much does it cost to lengthen your legs? 1396/05/6 07:28
Thanks very nice blog!
low vitamin d foot pain 1396/04/11 13:21
I'm very happy to read this. This is the kind of manual that
needs to be given and not the random misinformation that is at the other blogs.
Appreciate your sharing this best doc.
http://CareyWalle.bravesites.com 1396/02/31 07:49
Fascinating blog! Is your theme custom made or did you download it from somewhere?
A theme like yours with a few simple tweeks would really make
my blog jump out. Please let me know where you got your theme.
With thanks
martivanderkooi.hatenablog.com 1396/02/28 13:29
Oh my goodness! Impressive article dude! Thank you, However I am going through issues with
your RSS. I don't understand why I can't subscribe to it.
Is there anybody having the same RSS issues? Anyone that knows the solution can you kindly respond?
Thanks!!
manicure 1396/02/11 18:03
I read this post completely concerning the
resemblance of most recent and preceding technologies, it's amazing article.
manicure 1396/01/18 23:45
I do believe all of the concepts you've presented for your post.
They're really convincing and will certainly work. Nonetheless, the posts are too short for beginners.
May you please prolong them a bit from next time? Thanks
for the post.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
لطفا در نظرسنجی شرکت کنید.
سوال: پیشرفته ترین شهرستان مننطقه لکستان کدام شهرستان میباشد؟ (فرهنگی،اقتصادی،علمی ،ساختار شهری و... )







وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

آمار واطلاعات سایت
محل درج تبلیغات

وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

کانون تبادل افکار مردم لک زبان

اخبار و روزنامه های امروز
پر بازدیدترین مطالب سایت

کد پربازدیدترین

نظرسنجی واشتراک گذاری

پشتیبانی

تصویر ثابت