تبلیغات
وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان - تاریخ قوم لک در زمان جنگ جهانی اول

اسلایدر

تاریخ قوم لک در زمان جنگ جهانی اول
ارسال شده توسط gandomban . | ( نظرات )
در سال ۶-۱۲۹۳ شمسی در جریان جنگ جهانی اول بزرگان قوم لک جهت حفظ تمامیت ارضی ایران و احساس
 خطری که از هردو طرف جنگ(متحدین و متفقین) بخصوص از شوروی سابق داشتند و توجه به این نکته که دولت مرکزی ایران اعلام بی طرفی نموده و این خود کمکی به شوروی و انگلیس می‌باشد اگرچه آنها نیز تعهد کرده بودند تمامیت ارضی ایران را به رسمیت بشناسند، لذا بزرگان لک از خوانین کلهر سنجابی و ایلات کرمانشاه، و کنگاور ، والی ایلام و مناطق تابعه، خوانین بیرانوند و سلسله و طرحان و دلفان در جلساتی متعدد به همراه نظام السلطنه مافی رهبر دولت موقت جمهوری کرمانشاه با نمایندگان آلمان مذاکراتی به عمل آوردند،حاکم هرسین ضرغام الایاله و کدخدا کریم نیز با اعظم السلطنه خان کاکاوند دلفان در یک جلسه بیعت به حمایت از دولت موقت و نظام السلطنه مافی قسم نامه ای امضاء کردند و پس از آن به مقابله با نیروهای روس رفتند.اما چون امکانات مدرن نداشتند شکست خورده و به ارتفاعات جنوب شرقی هرسین عقب نشینی کردند. در حاشیه تمامی‌ منطقه لک نشین درگیری‌های پراکنده با نیروهای روسی و انگلیسی وجود داشتو شبانه نیروهای عشایر بر قزاق‌ها شبیخون زده و به این شکل صدماتی را بر آنها وارد می‌کردند.
اما پس از مدتی که نیروهای متحد متحمل شکست شده بودند، دولت موقت با سران قشون روس وارد مذاکره شده و در نتیجه آن، روسها از هرسین خارج شدند

و پس از آن در جشنی که در روستای چهر هرسین به این مناسبت برگزار شد«هنوز در خاطر مردم کشتی گرفتن عزیزاله کاکاوند مشهور به «عزیکه» با قلدران قزاق روس که همه آنها را با فن لُنگ کردی در خاک می‌نشاند وجود دارد»(سلطانی، ۱۳۷۲جلد ۲: ۷۲۹)به علت شکست قوای آلمانی و عثمانی و تخلیه لرستان (پشتکوه و پیشکوه) از سربازان متحدین ، روسها و انگلیسیها در صدد اشغال لرستان بر نیامدند

چرا که از قوای والی پشتکوه و تفنگ چی‌های عشایر پیشکوه با توجه به روحیه جنگاوریشان واهمه داشتند ، فقط در صدد اشغال بروجرد مقر اصلی نظام السلطنه برآمدند که این عده را نیز علی مردان خان بیرانوند با وجودیکه از طرف روسها به سمت کماندانی منصوب و مبالغ گزافی نیز به عنوان حقوق از آنها گرفته بود ، با سیاست و کاردانی و بدون سر و صدا ، دانه دانه نیروهای روس را به کام اجل فرستاد

بطوریکه خودشان نیز علت را نمی‌فهمیدند. ایشان قبلا˝ به عنوان مصلحت کار روسها را وادار نمود تا وسایل رزمی‌خویش را به امانت در نزد او بگذارند تا بدین وسیله بی نظری و صلح جویی آنان به لرستانیان ثابت و احساسات ضد اجنبی عشایر علیه آنان تحریک نگردد.

بعد از این که دست سالدات‌های روس از هر نوع سلاح جنگی خالی شده بود، لرستانیها که از فرط وطن خواهی حاضر نبودند بیگانگان در خاک آنها باشند کمر به قتل آنها بسته و در هر گوشه ای که بر آنان دست می‌یافتند، بدون معطلی آنها را به دیار خاموشان می‌فرستادند.

و در مدت کوتاهی از سالدات‌های روس جز چند نفر باقی نماند.

در منطقه ای از کاکاوند به مناسبت کشته شدن سربازان روسی با عنوان لکی« روسلً کؤشیاین ru^saL kweSyAe%n» (جایی که روسها کشته شده اند) مشهور است.

دولت موقتی که در غرب ایران به رهبری نظام السلطنه به مرکزیت کرمانشاه بوجود آمد، یک سیاست خردمندانه بود زیرا دولت موقت از آلمانها تعهد گرفته بودکه تمامیت ارضی ایران حفظ گردد

در این صورت فرقی برای ایران نداشت که چه کسی بازنده است زیرا در هر دو صورت ، استقلال ایران حفظ می‌شد.

بزرگان لک و نظام السلطنه نیز می‌خواستند از آب گل آلود ماهی بگیرند و با محکم کردن پایه‌های این دولت موقت زمینه را برای گسترش آن و تسلط بر قاجاریه فراهم نمایند.

اما آنچه که مشخص بود این بود که نیروهای متفق(شوروی و انگلیس) بر متحدان پیروز شدند. با پایان یافتن جنگ و حملات دولت مرکزی به نیروهای دولت موقت و نیز شکست خوردن آلمانیها که حامی‌دولت موقت بودند، دولت موقت کرمانشاه که از حیث نیرو و تجهیزات نسبت به دولت مرکزی بسیار کم و قابل مقایسه نبودند، شکست خوردند

و بزرگان قوم لک با وجود تحمل مشکلات زیاد و ریسکهای بزرگی که به خرج داده بودند دستشان به جایی بند نشد و بدون هیچ دستاوردی به حیطه فراموشی سپرده شدند.

جنگ گریران (گلیران) در سال ۱۳۳۶ هـ. ق برابر ۱۲۹۶ هـ . ش

علت این جنگ تلاش خوانین منطقه برای کسب قدرت و تسلط بر رقیبان بود البته از همه مهمتر جنگ امیراشرف با غلامرضاخان والی(۱۲۹۱هـ . ش) بود که در جریان آن، ایشان متحمل شکست و فرار به دلفان شده، بدبختانه در آنجا هم از حملات دیگر دشمنان ( ایل کاکاوند مخصوصاً طایفه ی اولادقباد این ایل ، حسنوندهای الشتر و تعدادی از میربگ) محفوظ نماند و در محلی موسوم به بادآور و سرچقا بر او تاختند و نظرعلی خان باز هم شکست خورد
و اموالی را که از دست سواران پشت کوهی نجات داده بود در آن جا به یغماگران سپرد و این حادثه شکاف عظیمی‌ را در روابط طرحان و دلفان و سلسله پدید آورده بود.

در سلسله مهرعلی خان امیر منظم که به تازگی حکومت نهاوند را نیز به دست آورده بود، در کاکاوند دلفان باقرخان اعظم السلطنه که بر هرسین نیز حکمرانی می‌نمود و در کوهدشت نظرعلی خان امرائی به اوج قدرت رسیده بودند.

نظرعلی خان داعیه حکومت بر سلسله و دلفان داشت و اعظم السلطنه نیز چند سال قبل خوانین قاضی هرسین را شکست داده بودند، مست غرور شده و حتی حاضر به پرداخت مالیات به دولت مرکزی هم نبود. اولادقباد هم به علت ندادن مالیات به دولت، با امیر اشرف و دیگر حکام بارها درگیری داشتند و برای حفظ قدرت مجبور به جبهه گیری بودند،

دیگر خوانین طوایف دلفان نیز هرکدام به طریقی ، بدین شکل اختلافات بین خوانین منطقه لک شدت گرفت و هر کس برای بقاء خود مجبور بود به یک طرف جنگ بپیوندد که نتیجه آن بروز جنگی بزرگ بین سه شهرستان لرستان (کوهدشت، دلفان، سلسله) در منطقه گریران الشتر شد

و پس از جنگی وحشتناک و کشت و کشتار به پیروزی نیروهای سلسله و کاکاوند و اولاد قباد و متحدان میربگ آنها انجامید این واقعه که در زمان خود از حودث بسیار داغ ایران بوده و در روزنامه‌های آن زمان نیز شرحش آمده است به قرار زیر می‌باشد.
از سال ۱۳۳۵ هـ . ق خوانین لرستان از نابسامانی کشور و ضعف قوای دولتی و بی لیاقتی زمامداران استفاده کرده و در صدد توسعه مناطق مربوط افتادند. خوانین بیرانوند روی سیلاخور و شهر بروجرد چنگ انداخته و املاک مردم را به زور قبضه می‌کردند.

خوانین بالاگریوه و سگوند راه خوزستان را ناامن کرده و در خاک خوزستان نفوذ می‌کردند. در الشتر نیز مهرعلی خان امیر منظم در فکر سلطه بر ولایات سه گانه افتاده بود ایشان با کمک خوانین دلفان یک سال قبل جهت غارت به نهاوند رفته بود، و مقادیری از پول و احشام و … به عنوان پیشکشی و سیورسات و ذخیره اردو از بلوک بالای نهاوند دریافت کرده بودند.

در زمستان ۱۳۳۶ هـ . ق عشق به حکومت ولایات سه گانه باعث حرکت اردوی امیرمنظم از الشتر به نهاوند و تصرف آن شهرگردید و بوسیله مظفرالملک اولیاء موفق به دریافت حکومت نهاوند نیز شدند. ایشان پس از مدتی به الشتر آمدند که در این زمان نظرعلی خان امیر اشرف به عزم دریافت مالیات و حکومت به دلفان وارد شده و از آنجا به قلعه کفراج در منطقه ی خاوه کرمعلی (روستای کفراج) رفتند
در همین حین و به جهت رقابت قدرت، مهرعلی خان امیرمنظم نیز با اردوی همراه در فلک الدین خاوه اطراق، عده ای از خوانین میربگ مخالف با امیراشرف نیز به وی پیوسته ; جنگ درمی‌گیرد که با شکست اردوی امیرمنظم به منطقه الشتر عقب نشینی می‌کنند.

روز بعد اردوی امیراشرف به تعقیب امیر منظم از منطقه خاوه به سمت فیروزآباد حرکت کردند و در آن جا محلی را برای اردوگاه مشخص نمودند.

این زمان در حالیکه یوسف خان امیربهادر، خان نامدار طایفه نورعلی و معاون امیر اشرف با حسین خان امیراکرم برادر امیرمنظم در منزل منصور خان اکبری رئیس طایفه ی از ایل یوسفوند مشغول مذاکره صلح بودند افراد نظرعلی خان اموال و احشام طایفه کولیوند الشتر را به غارت و یغما می‌برند.

در روز بعد بنان السلطنه دبیر حضور امیر منظم و اسدخان(سردار اسعد) و حاج صیدوالی خان برای مذاکرات صلح و بازپس گیری اموال غارت شده متفقا˝نزد امیراشرف رفتند اما نتیجه ای حاصل نشد. در این روز حدود ۵۰۰ سوار میدان دیده از طوایف کاکاوند به رهبری باقر خان اعظم السلطنه و اولادقباد به رهبری بهار سلطان و خیراله قبادی براساس سوگندی که قبلا˝با هم علیه دشمن مشترکشان «امیر اشرف» و حمایت از مهرعلی خان امیر منظم داشته بودند

از طرف خاوه و کهمان وارد الشتر شده و در دامنه کوه مهاو اردو زده و سنگر گرفتند. بدین ترتیب مقدمات صلح برچیده شد و جنگ بین دو طرف در منطقه گریران شروع شد.
در این جنگ طرحانیها جسارت‌های زیادی به خرج دادند اما طبق معمول وقتی که در چند ساعت اولیه کاری از پیش نمی‌بردند از شدت و علاقه جنگشان کاسته و ناامید می‌شدند برعکس سواران دلفانی بعد از مدتی جنگ تازه گرم شده و اشتیاقشان به جنگ نیز
شده و اشتیاقشان به جنگ نیز بیشتر می‌شد. در این روز تا نزدیک عصر جنگ به منتهای خود رسید و دلاوران زیادی از دو طرف کشته شد اما با جسارت و سرسختی زیاد جنگجویان الشتری و دلفانی مخالف امیر اشرف سر انجام منجر به شکست نیروهای امیراشرف و طرفدارانش گردید

و فرزندش علی محمد خان نیز از ناحیه ران زخمی‌شدند، خود امیر اشرف نیز فرار را بر قرار ترجیح داده و به طرف دلفان گریختند یک نفر بنام علی محمد خان او را به خانه برده و برایش بساط تریاک فراهم نموده پس از صرف نهار به جهت ترس از عواقب کارش- پناه دادن به دشمن- به بهانه‌هایی او را به منزل طهماسب خان منصوری از خوانین میربگ و مخالف امیر اشرف بردند.

از طرف دیگر مهرعلی خان با طهماسب خان به دنبال امیراشرف در جستجو بوده و ردش را تا خانه خودش می‌گیرند وقتی وارد خانه می‌شوند مهرعلی خان بدون اجازه می‌خواستند امیراشرف را به اسارت بردارند که طاووس زن طهماسب خان با سیلی به صورتش می‌زند و می‌گوید « قاطر بی تخم این اسیر دلفان است نه سلسله».

شما با بی حرمتی به مردان دلفان می‌خواهید بدون اجازه از آنان و صاحب خانه اسیرشان را ببرید؟.

مهرعلی خان جهت اشتباه خود معذرت خواهی نمود و قرار شد امیر اشرف را در خانه اعظم السلطنه زندانی کنند البته ایشان در اسارت نیز چنان برخورد می‌نمود که انگار اسیر نبود و آنان نیز اسباب راحتی او را فراهم نموده بودند.
سر انجام پس از مدتی نزدیک به یک ماه عده ای از طرفداران نظرعلی خان با هم هماهنگی کرده و تصمیم به رهایی امیراشرف می‌گیرند.

یوسف خان امیربهادر و سردار نصرت و سلیمان خان امیراعظم سرداران امیراشرف اردویی تشکیل دادند که از سمت کرمانشاه به هرسین عزیمت نمایند و امیراشرف را آزاد نمایند،

وزارت داخله ایران برای جلوگیری از هرگونه آشوب به حکومت کرمانشاه دستور می‌دهد که هرچه سریعتر قضیه را فیصله دهد« امیرکل نایب الحکومه کرمانشاهان با استمداد از بزرگان شهر و مساعدت و همراهی حسن خان معاون الملک و آقا سید حسن اجاق به اتفاق عازم هرسین گردیده

و پس از مذاکرات لازم امیر اشرف بصورتی موجه و آبرومند در حالیکه پسران اعظم السلطنه او را تا شهر کرمانشاه مشایعت می‌نمایند به اردوی طرفدار خود در ماهیدشت ملحق می‌شود»(کشاورز، : ۱۶۰).

این شکست بزرگترین شکست امیراشرف بوده و به مقدار زیادی از اعتبار ایشان در منطقه کاسته است.
کوهدشت (طرهان) به رهبری نظرعلی خان امیر اشرف اکثریت سلسله به رهبری مهرعلی خان امیر منظم بجز خوانین سرهنگی

تقریباٌ تمامی‌نورعلی به رهبری یوسف خان امیربهادر بجزخوانین رشیدی نورعلی که در طرف مقابل بودند طایفه اولاد قباد دلفان به رهبری بهار و مهرعلی خان قبادی و نیز تعدادی از ت تیره خوانین ایوت ین به رهبری عظیم خان طایفه ایوت ین به رهبری امان اله خان سردار نصرت «رضایی» بجز عظیم خان و طرفدارانش کاکاوند دلفان به رهبری باقرخان اعظم السلطنه

تعدادی از خوانین جهانگیری و کاظمی‌میربگ و به ر رهبری خسروخان «سردار امنع» و ماشاالله خان «سردار جنگ» تعدادی از خوانین کاظمی ‌و منصوری میربگ به رهبری ایمانقلی و طهماسب خان

اکثریت خاوه دلفان به رهبری اسداله سالاری اقلیتی ازخاوه به رهبری حیاتقلی خان ایراندوست

خالو قربان و نهضت جنگل

خالوقربان فرزند حسین از روستای«قریل» از توابع هرسین بودند ایشان در جوانی به همراه یکصد سوار مسلح به شمال ایران رفتند البته در آنجا نیز برای مدتی جهت امرار معاش به چیدن کتیرا پرداختند بر حسب اتفاق هنگام چیدن کتیرا وارد منطقه تحت کنترل میرزا شده، افراد میرزا تعدادی از آنها را دستگیر کرده و نزد میرزا می‌برند.
به علت جسارت و شجاعتی که داشته اند نیت واقعی خود مبنی بر حرکت به شمال ایران و اهداف سیاسی خود را ابراز و از آنها می‌خواهد که جزو نیروهای جنگل شوند . خالوقربان بعدا˝ به علت شایستگی به یکی از رهبران نهضت تبدیل شده، بعد از مدتی در زمان جنگ حکومت رشت را در دست می‌گیرد.

« حدود حکمروایی خالوقربان عبارت بود از شهر رشت، امامزاده‌هاشم تا پل کسماء و از آن طرف نیز تا زنجیر انزلی امتداد می‌یافت. عده قوای وی ۸۰۰ نفر بودند »(مکی، جلد اول، ۱۳۶۲: ۴۲۸).

ایشان بعدها به عضویت حزب عدالت و به سمت دبیر حزب عدالت کمونیست به رهبری احسان اله خان رسیدند و در نهم مرداد دست به کودتا زدند و طرفداران میرزا را دستگیر و زندانی نمودند و میرزا هم به جنگل رفت

این کودتا نافرجام ماند و بعدها خالوقربان با میرزا از در آشتی وارد شدند اما باز« بین خالوقربان و میرزا کوچک خان برای تحویل گرفتن مالیه ی رشت نزاع می‌شود» (همان)
و خالو قربان به رضاخان تسلیم می‌شود. آنچه اهمیت دارد نتیجه اختلافات خالوقربان و میرزا کوچک خان است و کودتای ایشان همراه حزب عدالت برای سرکوبی نهضت جنگل به سود ملت ایران تمام شد

چرا که با قدرتمند شدن میرزا کوچک خان جنگلی ممکن بود قسمت شمال ایران مستقل شده و در نهایت به تجزیه ایران انجامید


می توانید نظرات خود رااینجا بنویسید*-*-*-*وارد کردن ایمیل الزامی نمیباشد.
How can I increase my height after 18? 1396/05/15 22:44
What i do not realize is actually how you're
no longer actually a lot more smartly-preferred than you may
be now. You are very intelligent. You recognize thus significantly in terms of this subject, produced me in my view imagine it from
a lot of numerous angles. Its like women and men are not fascinated except it is one thing
to do with Girl gaga! Your individual stuffs excellent.
All the time maintain it up!
What causes the heels of your feet to burn? 1396/05/6 07:52
I like what you guys are up too. This kind of clever work and exposure!

Keep up the superb works guys I've added you guys to my own blogroll.
http://nidiaklapp.over-blog.com 1396/02/31 07:49
We're a group of volunteers and opening a new scheme in our
community. Your site offered us with useful info to work on. You
have done a formidable activity and our entire group
might be grateful to you.
manicure 1396/02/14 01:44
Excellent post. I was checking continuously this blog and I'm impressed!
Extremely useful information specially the last part :
) I care for such info a lot. I was seeking this certain information for a long time.
Thank you and best of luck.
manicure 1396/02/11 18:03
Hi! I could have sworn I've been to this site before but after
checking through some of the post I realized it's new to me.
Nonetheless, I'm definitely glad I found it and I'll
be book-marking and checking back frequently!
manicure 1396/01/18 22:08
Why visitors still make use of to read news papers when in this technological globe the whole thing is available on web?
Ali M 1394/08/5 23:59
درموردجنگ جویان قدیمی لکستان اقوام کاسی مطلب بگذارید
gandomban . پاسخ داد:
سلام چند وقتی هست دنبال تاریخچه کامل اقوام کاسی میگردم ولی متاسفانه منبع کافی در دسترس نیست
ممنون از نظر دهی شما
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
لطفا در نظرسنجی شرکت کنید.
سوال: پیشرفته ترین شهرستان مننطقه لکستان کدام شهرستان میباشد؟ (فرهنگی،اقتصادی،علمی ،ساختار شهری و... )







وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

آمار واطلاعات سایت
محل درج تبلیغات

وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

وب سایت رسمی از گندمبان تا لکستان

کانون تبادل افکار مردم لک زبان

اخبار و روزنامه های امروز
پر بازدیدترین مطالب سایت

کد پربازدیدترین

نظرسنجی واشتراک گذاری

پشتیبانی

تصویر ثابت